العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
62
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
الْعَذابِ الْمُهِينِ » 36 - در خصال - 2 : 171 - : بسندى از سهل بن غزوان بصرى كه شنيدم امام ششم ميفرمود : يك زنى از پريان بنام عفراء بنوبت مىآمد نزد پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سخن او را ميشنيد و ميرفت نزد نيكان پريان و بدست او مسلمان ميشدند ، و پيغمبر او را نيافت و از جبرئيل در باره او پرسش كرد ، گفت بديدار يكى از خواهران دينى خود رفته كه براى خدا او را دوست دارد . پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود خوشا به حال كسانى كه براى خدا همديگر را دوست دارند ، راستى خدا تبارك و تعالى در بهشت ستونى از يك دانه ياقوت سرخ آفريده كه بر آن 70 هزار كاخ است و در هر كاخى 70 هزار اتاق و آن را خدا براى دوستان و ديداركنندگان يك ديگر در راه خدا آفريده . سپس فرمود : اى عفراء چه ديدى ؟ گفت : عجائب بسيار ، فرمود : عجبتر چيزى كه ديدى چه بود ؟ گفت ابليس را در درياى اخضر روى سنگى سفيد ديدم كه دست به آسمان برآورده و ميگويد : معبودا چون بسوگند خود وفا كردى و مرا بدوزخ بردى من از تو خواهش دارم به حق محمّد و على و فاطمه و حسن و حسين كه مرا از آن رها كنى و با آنان محشور كنى . من گفتم : اى حارث اين نامها كه بدانها دعا ميكنى چه باشند ؟ گفت من آنها را 7 هزار سال پيش از آفرينش آدم بر ساق عرش ديدم و دانستم آنها ارجمندترين آفريدههايند نزد خدا عزّ و جلّ و من از خدا به حق آنها خواهش ميكنم ، پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : به خدا اگر همه اهل زمين خدا را بدين نامها خوانند البته آنها را اجابت كند . 37 - در تفسير على بن ابراهيم - 622 - در قول خدا حكايت كلام پريان « اى قوم ما شنيديم تا آنجا كه فرمايد آنان در گمراهى آشكاريند » همه حكايت از پريانست . و سبب نزول اين آيه آن بود كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله از مكه ببازار عكاظ رفت و زيد